این روزها خیلی بهونه گیر شده دختریمیگن اقتضای سنشه.
ازاون بهونه ها هم میگیره ها.مثلا لباس خودشو اورده که بپوش.میگم اخه مامان این کوچیکه برامن .میزنه زیرگریه که باید بپوشی
میخواستم عکسشو بذارم که چه جوری پوشیدم ولی اپلودنمیشه عکسهام
با یه بیچارگی سرمو ازش رد کردم.زد زیرخنده
من هم از خنده ش وقیافه خودم خنده م گرفت.دستم که فقط دوتا انگشتام تونستم ازاستین بیارم بیرون.
اوضاعی داشتیم که نگو.دیگه با بیچارگی تونستم بخوابونمش وگرنه معلوم نبود بعدش چه نقشه ای داره برام
هم ,تونستم ,خنده ,ها ,بهونه ,بیچارگی ,دستم که ,گرفت دستم ,م گرفت ,خنده م ,که فقط
درباره این سایت